خرید بک لینک

درباره سایت

معرفی شهدای محله ولیعصر ( عج ) آران

شهدا شراب حضور یارراسرکشیدند ولاجرم در پی نوشیدن این شراب باید ترک سر کرد آری این پیکرهای بی جان گواه این ادعا است ،روحشان در ملکوت وجسمشان در خاک ماند هر چیز وکسی به سوی هم سنخ خود باز می گردد و (انالله وانا الیه راجعون)باز گواه این ادعا است آنها از سنخ نور بودند وبه منشاء نور باز گشتند مرغان خوش الحان ملکوت بودند که به منزل جاودانی خود عروج کردند. آیا پرنده ای دید ه ای که قفس را باخود بردارد وببرد؟ ! تقدیم به شهید تقی ( نعمت اله غلامرضا زاده )

امکانات وب

ذکر کاشÙx81 اÙx84کرب -->-->--> -->-->-->
-->-->-->

-->-->--> -->-->-->-->-->-->Ø¢Ûx8cÙx87 Ùx82رآÙx86 -->-->-->-->-->-->جÙx86Ú¯ دÙx81اع Ùx85Ùx82دس -->-->--> -->-->-->-->-->-->ذکر رÙx88زÙx87اÛx8c Ùx87Ùx81تÙx87
ساÙx8aت Ùx85راجع تÙx82Ùx84Ùx8aد

 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 سÙx8aد عÙx84Ùx8a خاÙx85Ùx86Ùx87 اÙx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جÙx88اد تبرÙx8aزÙx8a (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx85ØxadÙx85د تÙx82Ûx8c بÙx87جت (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx86Ùx88رÙx8a Ùx87Ùx85داÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87  سÛx8cد صادÙx82 Ø´Ûx8cرازÛx8c (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx84Ø·Ùx81 اÙx84Ùx84Ùx87 صاÙx81Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx86اصر Ùx85کارÙx85 Ø´Ùx8aرازÙx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8aâx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx81اضÙx84 Ùx84Ùx86کراÙx86Ûx8c (رØxadÙx85Ø© اÙx84Ùx84Ùx87 عÙx84Ûx8cÙx87)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 سÙx8aد عÙx84Ùx8a سÙx8aستاÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 Ùx88ØxadÙx8aد خراساÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جÙx88ادÙx8a Ø¢Ùx85Ùx84Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a âx80x8c)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 Ø¢Ùx8aت اÙx84Ùx84Ùx87 جعÙx81ر سبØxadاÙx86Ùx8a (Ùx85د ظÙx84Ùx87 اÙx84عاÙx84Ùx8a)

جÙx87ت درÙx8aاÙx81ت Ùx83د Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88Ùx8a Ùx85راجع Ùx83Ùx84Ùx8aÙx83 Ùx83Ùx86Ùx8aد
-->-->-->
-->-->-->
ابزار Ùx87اÛx8c Ùx86اÛx8cت اسکÛx8cÙx86 ساÛx8cت جاÙx85ع Ûx8cادÙx88ارÙx87 Ùx87اÛx8c Ø´Ùx87داÛx8c کاشاÙx86

Ùx86گارش -->-->--> -->-->-->

-->-->-->
ابزار Ùx88بÙx84اگ

 

نام: حسن آقا
نام خانوادگي : مطیعی
فرزند : علی
تاريخ شهادت : 1360/12/1
محلّ شهادت : تنگه چزابّه عملیات مولای متّقیان
نوع عضويّت و شغل : بسیجی آزاد 
محلّ دفن : گلزار شهداي امام زاده محمّد هلال بن علی (ع)آران


حسن آقا در اوّل اردیبهشت ماه 1342 درست در همان سالی که امام خمینی فرمودند : « یاران من در گهواره و قنداق هستند » ، در محلّة بازار آران به دنیا آمد .
پدر و مادرش در قسمتی از خانه ای که دور تا دورش را همسایه های متعدد ساکن بودند ، در اتاقی مختصر و کوچک به شغل قالیبافی مشغول بودند و البته پدر او بعدازظهرها به شغل سلمانی در میدان 17 شهریور می پرداخت .
نام او را حسن آقا گذاشتند تا همنام امام حسن مجتبی (ع) ، فرزند برومند حضرت علی (ع) باشد .
حسن در این منزل قدیمی ، با فرزندان دیگر خانواده بزرگ شد تا این که برای تحصیل در دوره ابتدایی ، در مدرسه میدان 17 شهریور مشغول به تحصیل گردید و پس از پایان دوره ابتدایی ، دوره راهنمایی را در مدرسه شهید خدمتی ثبت نام و پس از یک سال تحصیل در این مدرسه به دلیل مشکلات زندگی از ادامة تحصیل خودداری کرد .
در کاشان نزد دایی خود که استاد بنّا و معمار بود ، مشغول به کار شد و پس از چندی توانست فنون این کار را آموخته و تجربه کافی را کسب نماید و با موتوری که از مختصر پس انداز خود تهیّه کرده بود ، روزهای پنج شنبه و جمعه از کاشان به آران می آمد و بعضی اوقات به ترمیم و ساخت و ساز منزل پدر و آشنایان می پرداخت .
حسن آقا در این سال ها تمامی دستمزد خود را برای پدر و مادرش می فرستاد و برای آن ها کمک بزرگی در حلّ مشکلات خانواده بود . چون او دارای یک خواهر و برادر دوقلو شده بود و قبل از اعزام به جبهه با دستمزد خود مقدار زیادی مواد خوراکی برای خانواده اش تهیه کرده بود .
او ضمن کار بنّایی ، به صورت پاره وقت در رشته های رزمی و کشتی نیز فعّالیّت داشت و همیشه با دوستانش همچون شهیدان دهقانی و شیپوری در چمن میدان 17 شهریور کشتی می گرفتند و ورزش می کردند و شب ها در پایگاه بسیج مسجد خالو واقع در خیابان آیت الله طالقانی کاشان فعّالیّت می کرد .
او هیچ گاه نماز خود را ترک نمی کرد و به این فریضة الهی اهمیّت می داد . روزهای جمعه هر هفته نیز در نماز سیاسی عبادی جمعه شرکت می کرد .
سرانجام شور جبهه و دفاع از وطن در سر او و دوستانش بوجود آمد و با این که پدر و مادر او با این امر مخالفت می کردند ولی سرانجام آن ها را قانع کرده و با یکی از رفقایش به نام علی مشرقیان که همسایه بودند ، در بسیج ثبت نام نموده و در سال 1360 عازم جبهه شدند .
پس از فراگیری آموزش نظامی ، در عملیات علی بن ابی طالب (ع) شرکت کردند . نام منطقه عملیاتی که آن ها در آن حضور داشتند ، تنگة چزابّه بود که به گفته سران و فرماندهان جنگ : « حفظ این منطقه از وطن برای کشور بسیار مهم بود و به هر صورتی باید آن را از تجاوز دشمن حفظ می کردند » .
بله ، حسن آقا و دوست همرزمش علی مشرقیان که به گفتة دوستان رزمنده و دست نوشته هایشان آر پی جی زن و کمک آر پی جی زن بودند ، بعد از شرکت در این عملیات و جانفشانی در نبرد با دشمن متجاوز ، به فیض شهادت نائل آمدند .

 روحش شاد و راهش پررهرو باد !
 
 
فرازي از وصيّت نامه شهيد حسن آقا مطیعی :

- امّا هدفم از آمدن به جبهه ؛ موقعی که دین خدا در خطر باشد و غارت گران از هر سو بر حرمت های ما بتازند ، چگونه می توان خاموش نشست ؟ مسلّم است انسانی که خود را مسلمان می داند خاموش نمی نشیند و من هم تنها به خاطر همین هدف به جبهه قدم نهادم و امیدوارم که خداوند این کار کوچک مرا قبول نماید .
- الهی ! تو خو شاهدی من هیچ هدفی ندارم جز اسلام .
- مادر جان ! در هنگام مشکلات ، اوّل به خدا توکل کنید ، که توکل ، سختی ها را از بین می برد .
- خواهرم ! حجابت را از یاد مبر و فاطمه وار در حفظ حجابت بکوش . زیرا که اسلام تأکید فراوان به حفظ حجاب می کند .
- برادرانم ! از همه شما می خواهم که اسلحه خونینم را به دست بگیرید و با دشمن زبون مبارزه ای پیگیر انجام دهید و برای اسلام بکوشید که اسلام سخت به شما نیازمند است و هیچ وقت امام را فراموش نکنید ، زیرا امام بود که ما را از دست کفّار نجات داد و ما را از همه مشکلات نجات داد و همه را به اسلام دعوت کرد .
- دوستان من ! تنها خواهشی که از شما دارم مبادا که از یاد خدا غافل شوید و پنجه های خونین مادّی گری ، شما را به اسارت درآورند که اگر چنین شود آن روز دشمنان شما جشن می گیرند .
- قرآن را بخوانید و دعا کنید و دست از اطاعت و یاری امامتان برندارید ، که اگر پیروی و اطاعت از امامتان نکنید ، بار دیگر دشمنان بر شما تسلّط پیدا خواهند کرد و فاتحة اسلام خوانده خواهد شد .

برچسب: نویسنده: حسین سربلوکی آرانی تاريخ: دوشنبه 25 شهريور 1392 ساعت: 20:30

صفحه بندی

خبرنامه